آموزشی و تربیتی
8887
لینک دوستان
[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:18 ] [ شکوهی ]
[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:15 ] [ شکوهی ]
[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 16:14 ] [ شکوهی ]
[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 7:54 ] [ شکوهی ]
  
تربیت از دیدگاه سعدی

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی از بزرگترین سخن سرایان جهان و سرآمد اساتید زبان و ادب فارسی در قرن هفتم در شیراز بدنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش بپایان آورد و در سن بیست سالگی برای تکمیل تحصیلات به نظامیه بغدادرفت. این هجرت فرستی بود که سالها به سیاحت در سرزمینهای مختلف بپردازد و مجالست و ارتباط با مردم و آشنایی نسبت به فرهنگ ، آداب و سنن امم و ملل متمدن آن زمان توشه ای گرانبها از تجربه و دانش کسب کند.بهر رو پس از مراجعت به شیراز حاصل آموزه های خود را جهت تعلیم همنوعان با نثری زیبا و نظمی شیوا به رشته تحریر درآورد.

سعدی فرزانه ایست عارف و مردمی. او حکیمی است که بهره بردن از فرهنگ و معارف اسلامی موجب شده تا آثاری گرانبها و سراسر تربیتی از خود باقی گذارد. بطوری که گاهی شاعر است و زمانی فیلسوف . بعضی اوقات نیز مانند یک جامعه شناس ژرف نگر به توصیف رفتارهای اجتماعی و انسانی می پردازد. وی بنا به رسم زمان به«وعظ» و «خطابه» علاقمند بود. از این جهت سخنان او در آثارش منحصرابرای کودکان و پیران هر یک به فراخور حال و مقام جنبه تربیتی صرف دارد.


سعدی را باید مبرز ترین مربیان و معلمان اخلاق ایران خواند. چنانکه او می کوشد مسایل اخلاقی تربیتی را نه به عنوان موعظه کننده بلکه تلاش کرده استتا مفاهیم و محتوای زیبای اخلاقی را با تکیه بر قدرت معنوی انسانها مورد ارزیابی قرار دهد و هدفش در این راه تربیت انسانهای نمونه و جامعه ای که اگر فاضله نباشد ، لا اقل سالم و دور از نقص عمده باشد. موارد تعلیمی سعدی که در آثارش بوفور آشکار است، همه قسمتهایی رل شامل می شود که مقصود آنها «آموختن» باشد. از قبیل علم، فلسفه،اخلاق و علوم اجتماعی.

سعدی در دو کتاب «گلستان» و «بوستان»یک دوره حکمت عملی را گنجانیده که اسلوب او نه تنها در زبان فارسی بلکه در دیگر زبانها تازگی دارد. از نکات اخلاقی که در قالب پند و اندرز و در کسوتی از الفاظ دلنشین و اشعاری نغز بیان می کند. ابایی ندارد که مورد خطاب پادشاه یا اینکه درویشی هم مسلک خودش باشند. به سلطان تعلیم می دهدکه رضای رعیت و آبادانی کشور ، بهترین وسیله دفاعی و بر عکس نارضایتی مردم اخگری است کم شعله که هر دم انتظار خاشاکی دارد تا بر افروزد و ملک و ملت را یکسره در شرار خود بسوزاند.

از طرف دیگر درویشان را می ستاید ، اما نیرنگ برخی از آنان را نکوهش می کند . اسراف و پر خوری آنان هم گاهی به باد استهزاء گرفته می شود. درسهای اخلاقی وی در قالب وعظ و خطابه به همین منوال رفتار های مناسب فردی و اجتماعی ادامه می یابد. برای هر کسی شناخت خیر و صلاح را از شر و خلاف و تمیز بین این دو نیز از نظر سعدی از میزانهای اخلاقی و به تعبیری انتخاب اصول صحیح تربیتی و اخلاقی جایگاهی مهم و اساسی دارد. سعدی البته وظیفه مربی را در شناخت این دو عنصر خوب و بد و یا به عبارتی صلاح و خلاف را بسیار موثر می داند و معتقد است که معلم وظیفه دارد که نه بطور مستقیم که بصورت غیر مستقیم به طالب علم کمک نماید تا او بتدریج موازین اخلاقی را بشناسد و فرق بین خوب و بد را تشخیص دهد. شاگرد با یاری مربیان امتیازات انسانی را بعد از شناخت ، به انتخاب آن پرداخته و از این طریق به تکامل روحی نایل خواهد شد. اما از نظر سعدی معلم باید از دو امتیاز برخوردار باشد. یکی اینکه مقتدر باشد که شاگردان از او حساب ببرند . دوم گفتار او با کردارش یکسان باشد

از دیدگاه سعدی هدف تربیت همانست که انسان طوری تربیت شود که بتواند خودش را در اعمال گوناگون با جامعه وفق داده، جنبه های عقلانی خود را تقویت نماید. زیرا رشد و تعالی عاطفی و عقلی و اخلاقی و حتی تربیت دینی تنها در سایه داشتن شخصیت عقلانی شکل می گیرد. شیخ در مواعظ تربیتی خود اشاره دارد که تنها وسیله رهایی خود و دیگران عقل است و آنچه عقل را نیرو می بخشد ،علم است. علم برای عمل کردن و هر علمی که عمل در آن نباشد همچون زنبور عسل است که نیش دارد اما عسل نمی دهد . علم بدون عمل از آن جهت که بر مبنای عقل استوار نیست انسان را در یک جا نگهمیدارد و مانند «خر آسیاب» تنها دور خود می چرخد و از جای خویش فرا تر نمی رود. بنابر این علم بدون عمل فقط نخوت و غرور بوجود می آورد.

باید دانست که سعدی در مواعظ عقلانی مانند « اپیکور» شکاک است و اعتقاد دارد که وعظ را باید شنید و سپس آنرا با معیارهای عقل ارزیابی کرد. اگر عقل ، سنگینی و یا پر وزنی آنرا تشخیص داد، عمل به آن واجب است. از طرف دیگر سعدی در پذیرفتن مسایل تربیتی و فضیلت ها کورکورانه عمل نمی کند و نا دانسته نمی پذیرد. یعنی نه«فریب دشمن» را می خورد و نه« غرور مداح». و این شاید به الگوهای تربیتی سقراط نزدیک است.

اما لازمه رسیدن به موفقیت های عقلانی داشتن تخصص و مهارت و به تعبیری «تجربه» می باشد.یعنی علاوه بر داشتن عقلی تیز باید مربی دارای تجربه باشد. از نظر شیخ شیراز آموختن علم بدون عمل و تجربه کاری بی ارزش است . زیرا «دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند. یکی آنکه اندوخت و نخورد و دیگری آنکه آموخت و نکرد.

علم چندان که بیشتر خوانی                 چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقق بود نه دانشمند                      چار پایی بر او کتابی چند

بطور کلی تربیت از نظر سعدی چهار مرحله دارد:1-دینداری و رعایت پرهیز گاری2-داشتن عقل3-دانستن معنی سخن4- اعتماد و اتکا به نفس.

اما اسلوب تربیتی به عقیده سعدی نخستین مورد «اعتدال » است. یعنی در تربیت بیم و امید و یا تشویق و تهدید لازم است همراه یکدیگر بکار روند.

درشتی و نرمی به هم در ، به است              چو رگزن که جراح و مرهم نه است

درشتی نگیرد خردمند پیش                    نه سستی که نازل کند قدر خویش

شیوه تربیتی دیگر از نظر سعدی آنست که شاگرد را باید به سختی عادت داد و واقعیت دشواری زندگی را به او فهماند. این روش در ایران قدیم رایج بوده و کودکان را به دوری از « ناز و نعمت » که نهایتا به تنبلی و راحتی زیان آور منجر می شود شفارش می کردند تا در آینده به سختی ها و مصایب زندگی خو گرفته و مقاومت نماین. جامعه امروزی متاسفانه در آموزشها درست بر عکس عمل می شود و کودکان را طوری تربیت می کنند و سوژه های آموزشی را بهآنان می فهمانند که در آینده تاب مقاومت در برابر مشکلات را نخواهند داشت. مثلا الگوی گذراندن « هفت خوان» در فرهنگ گذشته ما اسطوره و جایگاهی ارجمند داشته است. لیکن اخیرا کودکان برنامه هایی مشاهده می کنند که قهرمان داستان با یک اشاره و یا فشار دادن یک کلید عوامل رفاهی مانند: ماشین، خانه و یا باغ به آسانی در اختیار قهرمان قرار می دهد که بیشتر به معجزه شبیه است تا یاد دادن مسایل تربیتی. نمونه کامل آن « کاتون» های تلویزیونی چنین رسالت اشتباهی را به انجام می رسانند. بنابر این از دیدگاه سعدی پرورش استعداد های کودکان برای مبارزه در زندگی وظیفه « پدران» می باشد واگر در تربیت اطفال غفلتی شود دیگر قابل جبران نخواهد بود. افصح المتکلمین اهمیت تربیت را تا به آنجا رسانده است که به نظر او هرگاه کودکانی سایه پدر بر سرشان نباشد وظیفه تربیت وآموزش آنان به عهده بزرگان و صاحبان مکنت است که برایشان پدری کنند.

سعدی گوشزد می کند که علم بدون عمل کافی نیست و تعلیمات کتابی به تنهایی مفید نبوده و دردی را درمان نمی کند. علم بی عمل درخت بی ثمر است که فایده ای از آن بر نمی خیزد.

نکته بعدی در عقیده سعدی به تربیت که بسیار مهم و در خور توجه است اینکه : باید کودک را از همنشینی بد دور نگاه داشت . زیرا:

گر نشیند فرشته ای با دیو                 وحشت آموزد و خیانت و ریو

از بدان نیکویی نیاموزی                    نکند گرگ پوستین دوزی

توجه به تربیت ابتدا از خانواده آغاز می شود و راهی دارالتعلیم شده بدست مربیان و متعلمان سپرده می شود. سعدی معتقد است که هر انسانی هوش و استعداد و عادات نیکو و یا زشت را از والدین به ارث می برندو بنا بر این کسی که فطرتا شایسته است تربیت در او تاثیر داشته و کسی که نا مستعد است تربیت در او موثر نیست. کودکان مستعد را هم باید از همان کودکی پرورش داد وگرنه در بزرگی تربیت آنان دشوار خواهد بود:

هر که در خردیش ادب نکنند               در بزرگی فلاح از او برخاست

چوب تر را چنان که خواهی پیچ              نشود خشک جز به آتش راست

عقیده سعدی در برخی مسایل تربیتی چون: تاثیر عوامل ارثی و محیط در رفتار فرد انکار نا پذیر می باشد. او مانند یک روانشناس امروزی علاوه بر تاثیر محیط و وراثت ، به عوامل دیگری همچون:  تفاوتهای فردی ، تمایلات و خواسته ها ، نیازهاو تجربیات گذشته افراد را موثر می داند. کسانی که رذالت را از پدران خود به ارث برده اند و یا خوی نا شایست پدران از زمان کودکی در فطرت آنان تقویت شده باشد ، قابلیت تربیت را از دست می دهند و « تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است» پس انسانها مانند زمین مزروعی هستند که اگر شوره زار باشد ،بذر افشانی در آن عملی است باطل. مگر خاک زمین را تبدیل کنند و یا تخمی در آن بیفشانند که شوره زار استعداد پرورش آن تخم را داشته باشد.

زمین شوره سنبل بر نیارد                  در او تخم و عمل ضایع مگردان

نکویی با بدان کردن چنان است            که بد کردن بجای نیک مردان

البته با توضیحخود سعدی این مسئله معلوم می شود که وی اصل وراثت را در کارهای خیر و شر افراد موثر نمی داند بلکه اتلاق تربیت نا پذیری عده ای را ناشی از مقاومت متعلم می داند که پیش از آن روحش به طور نا مطلوبی شکل گرفته و باصطلاح امروزی تربیت غیر اخلاقی در او تثبیت شده است. از این رو تغییر رفتار و جانشین کردن اصول اخلاقی پذیرفته شده به جای آن کاری دشوار و شاید گاهی غیر ممکن به حساب آید. سعدی بیشتر بر محیط تکیه دارد و آنرا مهم می داند. سیر و سیاحت سعدی و کسب علم و تجارب ارزنده برترین نمونه اعتقاد وی به محیط است. وگرنه در شیراز می ماند و هیچگاه تغییر محیط نمی داد. با پذیرش اصل تاثیر گذاری محیط مناسب لازمه اش این است که زمینه عینی و ذهنی قبلی هم باید فراهم شود.

آهنی را که موریانه برد               نتوان برد از او به صیقل رنگ

با سیه چه سود گفتن وعظ            نرود میخ آهنی در سنگ

------------

پرتو نیکان نگیرد هرکه بنیادش بد است          تربیت نا اهل را چون گرکان بر گنبد است

------------

عاقبت گرگ زاده گرگ شود           گر چه با آدمی بزرگ شود

« یکی از وزرا پسری کودن بود . پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مرین را تربیتی میکن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و موثر نبود. پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمی باشد و مرا دیوانه کرد.

چون بود اصل گوهری قابل                 تربیت را در او اثر باشد

هیچ صیقل نکو ندند کرد                    آهنی را که بد گهر باشد

سگ به دریای هفتگانه بشوی               چون که تر شد پلید تر گردد

خر عیسی گرش به مکه برند                 چون بیاید هنوز خر باشد»

سعدی در مسایل تربیتی عنایتی فراوان به تاثیر محیط بر فرد آموزنده دارد و این نظریه را در جای جای آثارش گوشزد کرده است. تاثیر پذیری محیط بر فرد در اشعار زیر بخوبی نمایانست که متعلم را به باغچه و گل تشبیه می کند:

« گلی خوشبو در حمام روزی               رسید از دست محبوبی بدستم

بدو گفتم که مشکی یا عبیری            که از بوی دلاویز تو مستم

بگفتا من گلی نا چیز بودم                  ولیکن مدتی با گل نشستم

کمال همنشین در من اثر کرد             وگرنه من همان خاکم که هستم»

شیخ اجل اعتقاد دارد که محیط سالم و متناسب می تواند موجب تغییر اصل و هویت افراد شود و هر چیز پستی در اثر دخالت محیط به لباسی شایسته در آید.

« جامه کعبه را که می بوسند               او نه از کرم پیله نامی شد

با عزیزی نشست روزی چند                لاجرم هم چنو گرامی شد»

در امر تربیت اصلی واضح وجود دارد و آن همنشینی افراد با یکدیگر است. امروزه معلمین اخلاق و روانشناسان نیز بر این قضیه صحه گذاشته اند. پس سعدی هم توجه خاصی به همنشینی انسانهای پاک و معصوم با افراد نا پاک و ناشایست داشته است . انسان از کودکی لوح نا نوشته ایست که قلم محیط بر آن نقش ایجاد می کند . پس انسانهای پاک اگر در محیطی فاسد قرار گیرند و یا برعکسشخصی فاسد و شرور در جامعه ای سالم زندگی کند، محیط تربیتی است که انسان را هر گونه که بخواهد رشد می دهد.

« با بدان یار گشت همسر لوط             خاندان نبوتش گم شد

سگ اصحاب کهف روزی چند              پی نیکان گرفت و مردم شد»

باید گفت روش تربیتی سعدی گاهی انتزاعی است. بدین معنی که اعتقاد دارد هر کسی را مطابق استعداد و متناسب با خصوصیات حیاتی و همچنین همطراز محیط نشو و نمای او که خانواده است تربیت کرد. این باورش را چنین بیان می کند:

« یکی از فضلا تعلیم ملک زاده ای همی دادو ضرب بی محابا زدی و زجر بی قیاس کردی. باری پسر از بیطاقتی شکایت پیش پدر برد و جامه از تن دردمند بر داشت. پدر را دل به هم برآمد. استاد را گفت که پسران احاد رعیت را چندین جفا و توبیخ روا نمی داری که فرزند مرا . سبب چیست؟ گفت سبب آنکه سخن اندیشیده باید گفت و حرکت پسندیده کردن همه خلق را علی العموم و پادشاهان را علی الخصوص.

اگر صد نا پسند آید ز درویش               رفیقانش یکی از صد ندانند

وگر یک بذله گوید پادشاهی                  از اقلیمی به اقلیمی رسانند

مربی نیز در این بین به عقیده سعدی کسی است که از تجربه های قبلی و ذخیره های ذهنی متکلم و شنونده بهره ببرد. بطوری که مسائل مورد اشاره ، انگیزه و علاقه را در وجود متعلم افزایش دهد وبا محتویات ذهنی متعلم ارتباط داشته باشد.

حکایت بر مزاج مستمع گوی               اگر خواهی که دارد با تو میلی

هر آن عاقل که با مجنون نشیند           نباید کردنش جز ذکر لیلی

پس آموزش شاگرد چنانچه مبتنی بر سابقه ذهنی و تجربه وی نباشد و برای فهم مطالب و سخنان معلم آمادگی نداشته باشد ، کلام در او اثری نخواهد داشت و معلم تنها خود را به ستوه آورده است.

فهم سخن چون نکند مستمع               قوت طبع از متکلم مجوی

برای تربیت درست به نظر شیخ شیراز ، انسان می بایست استعداد ذاتی و درونی را با محیط اجتماعی هماهنگ کند و با کمک تجربه به مفهوم درست دست یابد.

         چو کنعان را طبیعت بی هنر بود                پیمبر زادگی قدرش نیفزود

        هنر بنما اگر داری نه گوهر                      گل از خار است و ابراهیم از آذر

در غیر این صورت« استعذاذ بی تربیت دریغ است و تربیت نا مساعد ضایع. خاکستر نسب عالی داردکه آتش جوهر علوی است و لیکن چون به نفس خود هنری ندارد با خاک برابر است و قیمت شکر نه از نی است که آن خاصیت وی است.

موضوع مهم اینکه معلم هر چه اطلاعاتش بیشتر و توانایی او در بکار گیری معلومات تخصصی قوی تر باشد موفقیت او در تعلیم و تربیت افزون تر است. معلم در این بین باید مسائل و مشکلات را لمس کند و بر اساس واقعیات موجود مسائل را کشف نماید. سعدی علمی را که به محک آزمایش در آمده موثر می داند و برای علم بدون تجربه ارزشی قایل نیست.

علم چندان که بیشتر خوانی               چون عمل در تو نیست نادانی

سخنان اخلاقی سعدی با کلماتی منثور و منظوم که خواننده را خوش آید بصورت پند و اندرز و اغلب در لباس تمثیل بیان شده است. در باب هفتم بوستان و گلستان عقاید خود را در مبحث « تعلیم و تربیت» به عامه مردم و علمای تربیتی ابراز داشته است. زیرا می داند که انسان در هر سنی نیاز به هدایت و راهنمایی دارد.

باید یادآور شد که برخی بر تناقض گویی سعدی ایراداتی وارد کرده اندو دلیل آنان بیشتر در امور تربیتی است. در پاسخ باید به نکاتی اشاره کرد : اول اینکه سعدی عالم اخلاق است و هدف او در تربیت ، پرورش و تهذیب اخلاق است. به کلمات قصار او در زمینه تربیت توجه کنید:

« نه هرکه به قامت بهتر به قیمت بهتر» و یا « مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید»

چنانکه توجه می شود سعدی در تربیت تنها به ذکر کلیات می پردازد و خواننده تجارب را به آسانی بدست می آورد.

از این گذشته ارزشهای اخلاقی که بر دین و سنت استوار است هیچگاه به بی ارزشی مبدل نمی شود و در همه زمانها پسندیده باقی می ماند. مثلا رفتار نیک همیشه مورد پذیرش است.

دوم اینکه : در آثار سعدی زمانی می توان به تناقض گویی حکم کرد که این موارد بر سایر مسائل تربیتی غلبه داشته باشد. ما امروزه مسائل را بر مبنای پیشرفت علم می سنجیم و فرضیه و آزمایشات گوناگون را برای شناخت مجهولات معیار قرار می دهیم. سوال ایجاست که آیا در مورد دید گاه سعدی در قرن هفتم هم باید به چنین قضاوتی نشست؟ بد نیست اشاره شود که در میان اشعار و حدود 289 داستان و جملات کوتاه گلستان تنها پنج مورد تناقض در آثار شیخ یافته اند و این موارد اندک نباید مستمسکی برای بهانه گیران قرار گیرد.

[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 7:45 ] [ شکوهی ]
[ شنبه دوم بهمن 1389 ] [ 7:37 ] [ شکوهی ]
درباره وبلاگ

سلام بر دوستان و همكاران عزيز

معلم وجودش عشق است و روشنگر دل و جان
سپاس و ستایش بیکران از آن او که هستی بخش جهان است و پدیدآورنده انسان و درود و سلام بی پایان بر فرستادگان پاک و بر گزیده اش که آنان را به راهنمایی جهانیان فرستاد. سلام بر انسانهای با فضیلتی که از پرتو وجود خویش تاریک خانه جان ها را روشنایی بخشیده و با شهد گوارای دانش، کام طالبان علم را حلاوت و روحشان را طراوت می بخشند. هم آنانی که در پهن دشت زمان چون کوهی با صلابت قد بر افراشته با همتی به وسعت هستی هر چه دارند ره توشه راهیان طریق معرفت می نمایند. باشد که در راه حق جویی، حق گویی و حق پویی، بیدارتر، پر شورتر و روشن بین تر گام بر داریم.
امکانات وب